وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
چه حالی میده. دیگه آدم چی می خواد؟
پرسش های بی جواب
چه حالی میده. دیگه آدم چی می خواد؟
این فرد، انسان خوبیه، انسان خوش فکریه، می تونه تجزیه و تحلیل بکنه و مسیر درست زندگی خانوادگی رو میدونه. ایشون بعد از چندسال از زندان در میاد و میره پیش خانوادش و میبینه که به هیچوجه اونا شرایط زندگی مناسبی ندارن. برای مثال مجبور شدن برن توی یه شهر کوچیکتر زندگی بکنن، یا اینکه به هرکاری که ممکنه غرورشونو خدشه دار بکنه دست زدن فقط به این خاطر که زندگی رو بگذرونن.
فکر می کنم خیلی دردناکه واسه اون فرد، وقتی میاد این شرایط رو میبینه و خیلی دردناکه وقتی شرایطی رو تصور می کنه که اگه وجود داشت دیگه اون اشتباهو مرتکب نمیشد که زندانی بشه. نمیدونم چی می تونه جای غرور از دست رفته ی یه خانواده رو بگیره. واقعا نمی دونم
باورم نمیشه که رفته و دیگه نمی بینمش
وقتی یه نفر می میره بیشترین چیزی که متعجبم می کنه و ناراحتم می کنه خود از دنیا رفتن او نیست بلکه همین حسه که دیگه نمی بینمش، یعنی حس اینکه دیگه نمی تونم ببینمش هر چقدر هم که زور بزنم
یادمه یه روز سر صدر داشتیم با ماشینش می رفتیم یه یارو بد رانندگی کرد، با راننده او ماشینه دعوامون شد، یادمه جریان خیلی خنده داری بود. شاهرخ خیلی ترسیده بود. فکر کنم 6 7 سال پیش بود
این مشکل رو که داشته باشی
بعد این یکی مشکل رو هم داشته باشی،
این یکی مشکل دیگه هم بیاد روی اون
و در نهایت دستت هم که خالی باشه...
لعنتی این بیان قهقرایی مشکلات (به صورت درد دل کردن) وقتی با خالی بودن دست آدما و فقر مالیشون تکمیل میشه، نمی دونم چرا اینقد منو ویران میکنه.
دیشب یک موتورو با دو تا سرنشین دیدم که کمین کردن که موبایلو کیف مردمو بدزدن، هر چی زنگ میزنم صد و ده یا اشغاله یا خط نمیده که صحبت کنم. من تو ماشین نشسته بودم اونا منو نمیدیدن. تویه یه خیابون خلوت بود. یه بار اومدن به یه دختری حمله کنن نشد.
آخه یعنی چطوری میشه که تلفن پلیس یه مملکت اشغال باشه؟؟؟؟؟ یه بار هم نگرفتما. فکر کنم یه 20 30 باری گرفتم. هم با ایرانسل هم با همراه اول. دیگه اینقد عصبانی شده بودم، از اینکه میدیدم اینجوری راحت منتظر یه طعمه خوب میگردنو از اون طرف تلفن پلیس اشغاله و من نمی تونم کاری کنم که ول کردم رفتم.
از دو حالت خارج نیست. یا اینقد سرشون شلوغه که خط هاشون یه لحظه هم آزاد نمیشه، یا اینقد سرشون خلوته که اونایی که شیفتشونه زنگ زدن دارن با خانم بچه هاشون صحبت می کنن.
عجب سیستمیه خداوکیلی.